رفتن به نوشته‌ها

فصل چهارم – سلامتی در تغذیه جامع


آنها می گویند 12 تا 13 هفته اول پس از تولد “سه ماهه چهارم” را تشکیل می دهند ، زیرا نوزاد هنوز با مادر خود سازگار است و با دنیای خارج سازگار است. در این هفته ها اتفاقات زیادی از نظر تغییر و تکامل برای نوزاد و مادر رخ می دهد.

به سختی می توان تجربیات خود را در یک پاراگراف کوچک در مورد اینکه بچه دار شدن چگونه خلاصه می شود خلاصه کرد ، بنابراین من آن را به دسته هایی تقسیم می کنم. این بیشتر به تجربیات من مربوط می شود (در مقایسه با نحوه تغییر نوزاد) و امیدوارم که برای دیگران نیز طنین انداز شود!

خوابیدن

خواب شاید بزرگترین چالشی باشد که با آن روبرو هستیم. من نمی توانم بگویم مدی یک فرد خواب آور وحشتناک است ، در واقع ، او واقعا خواب های شگفت انگیزی داشته است. اما در ابتدا ، من رنج زیادی کشیدم مال خودم خواب. در چند هفته اول فکر می کنم ترکیبی از همه تغییرات هورمونی همراه با این تغییر بزرگ زندگی (بیشتر در مورد آن در زیر) بود ، اما من واقعاً با خواب دست و پنجه نرم می کردم. من همیشه فردی بوده ام که برای داشتن یک خواب راحت به شرایط عالی احتیاج دارد. باید تاریک باشد (من به همین دلیل واقعاً با چرت های روزانه دست و پنجه نرم می کنم) ، و من نیاز به سکوت کامل و کامل دارم ، و من واقعاً نیاز به آرامش دارم. بچه دار شدن تقریباً همه این موارد را تغییر می دهد! مادی در ابتدا بسیار پر سر و صدا بود ، بنابراین من دائماً صداهای کمی می شنیدم و با آنها ارتباط برقرار می کردم. همچنین ، واریانس ثابت در زمان بیدار شدن/غذا بدن من را کاملاً گیج می کند. نیمه های شب گاهی اوقات یک ساعت بیشتر از خواب بیدار می شد و وقتی سرانجام به خواب برگشت ، من کاملاً بیدار بودم. سپس دراز کشیدم و از تمام خوابی که به آن نرسیدم وحشت کردم. من دائماً او را بررسی می کردم/مطمئن می شدم که او خوب است ، گرم/سرد نیست ، نفس می کشد و غیره.

پس از چند هفته ، این وضعیت بسیار بهبود یافته است. من خودم را با بچه دار شدن در اتاقمان وفق داده ام و اکنون به هر صدایی که می دهید واکنش نشان نمی دهم. بعلاوه فکر می کنم آنقدر خسته شده ام که راحت تر می خوابم. من همچنین شروع به انجام مدت طولانی تری از خواب کردم که برای من یک کار بزرگ است ، زیرا در این صورت من می توانم در ازای این همه بیدار شدن مداوم ، خواب زیادی داشته باشم.

شیر دادن

صادقانه بگویم ، تغذیه با شیر مادر یک چالش بوده و قطعاً فراز و نشیب های خود را نیز دیده است. از همان ابتدای تولد مدی ، او هرگز پرخوری نمی کرد. خوشبختانه من یک انبار بزرگ داشتم ، بنابراین ما هیچ مشکلی در آنجا نداشتیم ، اما گاهی اوقات احساس می کنم که مدام سعی می کنم او را به خوردن غذا وادار کنم و او به این موضوع علاقه ای ندارد.

در نهایت به چندین مشاور شیردهی مراجعه کردم و تصمیم گرفتیم مدی زبان و لب داشته باشد. این فوق العاده شدید نبود (آنها قبلاً آن را در بیمارستان تشخیص داده بودند ، اما به ما گفتند منتظر بمانید و ببینید آیا مشکلی ایجاد می شود یا نه) ، اما حدود 2 ماه بعد شروع به ایجاد مشکل برای ما کرد.

ما در نهایت این مسئله را حل کردیم ، اما آن تفاوت فوری “شب و روز” نبود که من به آن امیدوار بودم. در طول پنج هفته آینده ، ما 4-5 بار در روز با او ورزش می کردیم و هفته ای دوبار به متخصص کایروپراکتیک مراجعه می کردیم. احساس می کنم طی چند هفته گذشته ما بالاخره پیشرفت های زیادی را شروع کرده ایم. من نمی توانم بگویم که ما 100 هستیم ، اما حداقل 75 بهتر است که پیشرفت بزرگی است. من در چند ماه آینده خوشبین هستم که اوضاع نیز بهتر خواهد شد.

تناسب اندام

پیاده روی اصلی ترین تمرین در دوران پس از زایمان بود. من سعی می کنم هر روز با کودک و گنجینه ام قدم بزنم و واقعاً به من کمک می کند تا آفتاب و هوای تازه دریافت کنم. من چندین کلاس یوگا و چند تمرین در خانه نیز انجام داده ام ، اما صادقانه بگویم من معمولاً بسیار خسته ام/حوصله انجام مداوم کاری را ندارم. و من در این مورد کاملاً خوب هستم این دوره کوتاهی از زندگی من است و من فقط بر نوزاد/سلامتی خود تمرکز کرده ام و زمان آن فرا نرسیده است که به خودم فشار بیاورم تا نوعی برنامه تناسب اندام سخت را انجام دهم.

وضعیت ذهنی

چند هفته اول برای من بسیار سخت بود. تغییر هورمون ها ، کم خوابی و گذر به زندگی با نوزاد تازه متولد شده مرا وارد یک چرخه معیوب کرده است. من عاشق/ترسیده بودم از بچه ، اما گاهی اوقات هم وحشت می کردم. من فکر می کنم کمی اضطراب/بچه بلوز پس از زایمان داشتم زیرا هر روز گریه می کردم و نمی توانستم دلیل آن را بفهمم. من مخصوصاً با زمان عصر و انتقال از روز به شب دست و پنجه نرم می کردم. من واقعاً نگران این خواهم بود که آن شب چگونه بخوابم بعلاوه شروع به وحشت می کنم و به همه این سناریوهای وحشتناک در سرم فکر می کنم. من همیشه نگران بودم که اتفاقی برای بچه بیفتد. من همچنین زمان زیادی را در google/facebook صرف جستجوی تجربیات دیگران کردم. این باعث ایجاد استرس زیادی در من می شد زیرا نظرات زیادی درباره آنچه “درست” یا “غلط” برای یک کودک وجود دارد وجود دارد. من سرانجام از این همه حساب پیگیری کردم و فهمیدم که باید در ازای جستجوی مداوم در اینترنت ، به غرایز خودم اعتماد کنم/از اطرافیانم مشاوره بگیرم. همچنین ، به محض اینکه دوباره شروع به خواب کردم ، بیشتر شبیه خودم شدم (واقعاً شگفت انگیز است که کم خوابی چه کاری می تواند با شخص انجام دهد). من در حال حاضر به حالت عادی برمی گردم (در بیشتر موارد) اگرچه فکر می کنم این واقعیت که من اکنون پدر و مادرم هستم همیشه احساس ناراحتی بیشتری می کنم!

گذار

من مدتها است که برای نوزاد امیدوار و دعا می کنم ، و در حالی که احساس می کردم برای این کودک کاملاً آماده هستم ، فکر نمی کنم شما بتوانید هرگز کاملاً آماده باشید. این یک انتقال عظیم از یک زن و شوهر به داشتن یک نوزاد تازه متولد شده است ، و همچنین انتقال از توانایی انجام کارها هر زمان که می خواهید تمام زندگی شما بر اساس برنامه شخص دیگری باشد. اگرچه من او را به هیچ وجه تغییر نمی دهم ، اما به عنوان فردی که واقعاً مستقل بود و هر زمان که می خواستم کارها را انجام می داد ، این یک چرخش بزرگ برای من بود. هنگامی که به چند هفته رسیدیم ، این وضعیت بسیار بهتر شد زیرا من توانستم پولم را با خود ببرم. اما در چند هفته اول ، قطعاً عجیب بود که در تمام ساعات روز در خانه باشم. خوشبختانه ما در آن دوران دوستان و خانواده زیادی داشتیم که بسیار کمک کرد. در حال حاضر ، من بیشتر به روال عادی عادت کرده ام و این طبیعی/طبیعی به نظر می رسد و من واقعاً از زمانی که در خانه با او بودم ، خوشم می آید ، اما به زودی با بازگشت به کار همه چیز برای من دوباره تغییر می کند.

ما در حال حاضر حدود 4 ماه فاصله داریم و همه چیز به روشی مثبت ادامه یافته است. با این حال ، من می دانم که با هر نقطه عطف ، چالش های جدیدی پیش روی ما قرار خواهد گرفت. اما این حسابی بود که من به درستی در پایان 12 هفته نوشتم. مثل همیشه ، از شما بخوانم و با هر گونه سوال/نظر تماس گرفتید! من سعی می کنم وبلاگ را به طور منظم به روز کنم ، اما همه چیز در اینجا شلوغ است ، بنابراین نمی توانم بگویم چه زمانی برمی گردم ، اما پست های زیادی دیگر دارم که می خواهم در مورد پیش از بارداری ، بارداری و دوران پس از زایمان ارسال کنم. ، بنابراین اگر درخواست خاصی دارید لطفاً به من اطلاع دهید!

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *