رفتن به نوشته‌ها

آیا نامیدن “اعتیاد به غذا” کمک می کند یا آسیب می رساند؟


زمان خواندن: 6 دقایق

این یک رایج رایج است: “من به X غذا معتاد هستم” یا “من نمی توانم خودم را در مورد قند کنترل کنم”. مفهوم اعتیاد به غذا به راحتی توسط عموم مردم پذیرفته شده است و تحقیقات نشان می دهد که اکثر مردم معتقدند “چاقی” می تواند ناشی از اعتیاد به غذا باشد. در حقیقت ، نیمی از مردم معتقدند که به غذا معتاد هستند.

با این حال ، این ایده که ما می توانیم به مواد غذایی معتاد شویم همانطور که ممکن است به الکل یا کوکائین معتاد شویم ، یک ایده داغ در جامعه علمی است.

برخی از محققان معتقدند که ما می توانیم به عنوان یک ماده به غذا معتاد شویم. برخی دیگر اشاره می کنند که هیچ شواهد محکمی برای حمایت از این ایده وجود ندارد ، اما این احتمال وجود دارد که برخی از افراد از “اعتیاد به خوردن” رنج ببرند. (این می تواند نوعی اعتیاد رفتاری باشد ، مشابه خرید یا اعتیاد به قمار.) من قبلاً در این مورد در سیاتل تایمز عمودی

اما جنبه دیگری از “اعتیاد به غذا” وجود دارد که در تحقیقات علمی قوی تر می شود. این چگونه ایده اعتیاد به مواد غذایی ادراک ما را از خود یا دیگران رنگ می کند. بیایید کمی عمیق تر حفاری کنیم.

درباره تفاوت های اعتیاد به غذا بحث کنید

در اوایل سال جاری ، یک سری مقاله به زبان ظاهر شد مجله تغذیه بالینی آمریکا در مورد مفهوم اعتیاد به غذا بحث کنیدبه به طور خاص در مورد اینکه آیا به توضیح پرخوری و افزایش وزن کمک می کند یا خیر.

تیمحققان بر این باورند که برخی از افراد به شیوه ای مطابق با اعتیاد غذا می خورند. آنها همچنین توافق کردند که ویژگی های غذای خورده شده ، عوامل خطرساز فردی و الگوهای غذایی رفتاری به خوردن اعتیاد مانند کمک می کند. در نهایت ، آنها توافق کردند که عوامل م indexثر بر شاخص توده بدنی (BMI) در محدوده “چاقی” چند وجهی هستند و در حالی که رفتار خوردن اعتیادآور برای برخی از افراد با وزن بیشتر مناسب است ، رفتارهای اعتیادآور خوردن نیز در افرادی که دارای اندام پایین هستند ، رخ می دهد. وزنه ها

در مورد احتمال وجود غذاهای فرآوری شده بسیار اعتیادآور اختلاف نظر وجود دارد. به طور خاص ، یکی از محققان گفت که غذاهای بسیار فرآوری شده-حاوی کربوهیدرات ها و چربی های سریع جذب کننده با نمک و افزودنی های طعم دهنده-در ایجاد مسیرهای پاداش در مغز م effectiveثرتر بوده و به احتمال زیاد به صورت اعتیادآور مصرف می شوند تا غذاهای حداقل فرآوری شده.

محقق دیگر آنجا گفت شواهد کمی وجود دارد یا هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان می دهد مواد غذایی خاص مقصر هستندرفتارهای اعتیادآور مانند خوردن ایجاد می کند. اول ، غذاهای بسیار فرآوری شده قابل مقایسه با داروهایی نیستند که از طریق مکانیسم های بیوشیمیایی خاص و مستقیم در مغز و بدن عمل می کنند. همچنین به خاطر داشته باشید که اکثر مردم روزانه غذاهای فراوری شده را بدون تجربه عوارض مرتبط با دارو مصرف می کنند.

اعتیاد به غذا و فوبیای چربی داخلی

جدا از بحث در مورد اعتیاد به غذا ، برچسب زدن به خود یا دیگران به عنوان “معتاد به غذا” می تواند آسیب های پیش بینی نشده ای داشته باشد. فوبیای چربی در جامعه ما رایج است (من می دانم تکان دهنده است) و فوبیای چربی را می توان با باورهای خاصی در مورد دلایل اضافه وزن تقویت کرد.

اساساً ، هنگامی که ما درباره علل یک وضعیت سلامتی قضاوت می کنیم (نه اینکه حضور در بدن بزرگتر یک وضعیت سلامتی است ، اما در جامعه ما اینگونه ترسیم شده است) ، این قضاوت ها بر نگرش ما نسبت به خود مردم تأثیر می گذارد.

مطالعه ای که در ماه آگوست در مجله منتشر شد چاقی 447 بزرگسال به طور تصادفی انتخاب شدند تا یکی از چهار مورد اطلاعاتی را بخوانند. او سه علت “چاقی” را توضیح داد – یک پاراگراف روی اعتیاد به غذا ، یکی روی اعتیاد به خوردن ، یکی بر عدم تعادل کالری متمرکز بود – و چهارم یک پاراگراف خواندن “قضاوت کننده” بود که ارتباطی با وزن نداشت. هجاها به گونه ای طراحی شده اند که لحنی خنثی داشته باشند و از اعمالی مانند “انتخاب” ، “اراده” یا “خویشتن داری” استفاده نکرده اند.

سپس شرکت کنندگان ارزیابی های طراحی شده برای اندازه گیری انگ وزن (اصطلاح دیگری برای لیپوفوبیا) را که برای خودشان (داخلی) یا دیگران (خارجی) طراحی شده است ، تکمیل کردند. شرکت کنندگانی که این قسمت را می خوانند و اعتیاد به غذا را به عنوان علت توصیف می کند من لکه وزن داخلی را گزارش کردم در مقایسه با افرادی که در وضعیت کنترل بودند. این برخلاف انتظار محققان بود.

آنچه واقعاً جالب است این است که افراد گروه خواندن به مواد غذایی اعتیاد دارند سطوح بالاتری از ننگ وزن داخلی بدون در نظر گرفتن وزن آنها و اینکه آیا خودشان از اعتیاد به غذا رنج می برند.

به گفته نویسندگان ، ممکن است که استدلال در مورد نقش غذاهای اعتیادآور در افزایش وزن – اما نه سایر غذاها – تأثیر داشته باشد. افزایش سرزنش شرکت کنندگان در انتخاب غذاهای فرآوری شده به اصطلاح “اعتیادآور” یا ایجاد احساس ناامیدی در مورد اینکه آیا می توانند از خوردن این غذاها دست بردارندبه این ، به نوبه خود ، ممکن است احساسات مربوط به اضطراب و افسردگی مربوط به وزن را در کنار تمایل آنها برای کاهش وزن افزایش دهد.

اعتیاد به غذا و هراس چاقی که به دیگران هدایت می شود

یک مقاله تحقیقی در سال 2019 به طور خاص این سوال را مطرح کرد که آیا برچسب “اعتیاد به غذا” به ننگ وزن دامن می زند؟ در دو مطالعه آنلاین جداگانه ، از 962 شرکت کننده خواسته شد تا قسمتی را در مورد زنی که “بیش از حد چاق” توصیف شده است بخوانند. اما همه کلیپ ها دقیقاً یکسان نبودند.

بر اساس تکلیف تصادفی ، برخی از شرکت کنندگان قسمتی را مطالعه کردند که در آن پزشک توسط پزشک خود به اعتیاد به غذا (“وضعیت پزشکی”) مبتلا شده بود. در دیگری ، زن تصور می کرد که به غذا معتاد است (موارد “تشخیص خود”). در مورد سوم ، هیچ اشاره ای به اعتیاد به غذا (وضعیت “کنترل”) نشد.

شرکت کنندگانی که بخش های “پزشکی” و “خود تشخیص” را می خوانند انگ بيشتري نسبت به زنان بيان كرد از کسانی که عکس “کنترل” را می خوانند. این حتی در مورد شرکت کنندگان صادق بود که معتقد بودند اعتیاد یک بیماری است نه چیزی که در کنترل شخصی ما باشد.

بنابراین ایده این است که اگر کسی به غذا معتاد است ، حتی اگر تقصیر او نیست ، مشکلی در او وجود دارد و او شایسته تحقیر است. این تفاوت با تعداد افرادی که به اعتیاد به الکل یا مواد مخدر نگاه می کنند ، نیست.

معناشناسی را نادیده بگیرید

منمن قبلاً آن را گفته ام و دوباره می گویم: اعتیاد به غذا واقعی است یا نه ، اگر احساس می کنید به غذا معتاد هستید ، احساسات شما واقعی است.

لازم به ذکر است که اگر گروهی از افراد را که در هنگام خوردن غذای یکسان احساس یکسان “غیرقابل کنترل” دارند ، در نظر بگیرید ، افراد مختلف در گروه این تجربه را با نام های مختلف صدا می زنند:

  • اعتیاد به غذا
  • پرخوری
  • خوردن احساسی
  • پرخوری

از این میان ، تنها یکی (اختلال پرخوری) دارای معیارهای تشخیصی واقعی است ، اما آنچه واقعاً مهم است نام نیست ، اگر چیزی در مورد غذا خوردن شما باعث ناراحتی شما می شود ، پس شما سزاوار کمک و پشتیبانی هستید.

من پیشنهاد می کنم که پرهیز جواب نمی دهد. تنها چیزی که باعث می شود هنگام غذا خوردن احساس كنترل كنیم ، محدودیت است. این زمانی صادق است که کالری را محدود کنیم و بدن به اندازه کافی سوخت دریافت نکند. این امر زمانی صادق است که غذاهای خاصی را محدود کنیم. این سندرم “میوه ممنوعه” است. و عفت جز محدودیت کامل چیست؟

تلاش برای مبارزه با چیزی که ممکن است اعتیاد به غذا را تسلیم کند یا نکند ، یک دستور العمل برای پرخوری است. دستیابی به جزئیات آنچه در حال رخ دادن است ، به زمان ، علاقه و کاوش در تاریخ غذا و تاریخ خوردن نیاز دارد. این شامل تجربیات اولیه کودکی است. این عوامل مانند ناامنی غذایی و شوک است. این یک عمل درمانی مهم است که راه سریع و آسانی برای حل مشکل ندارد.

منابع کمی

من مرتباً این قسمت از پادکست Food Psych را توصیه می کنم: “حقیقت در مورد” اعتیاد به غذا “با مارسی ایوانز.” (در صورتی که قبلاً در بستر پادکست دلخواه خود در Food Psych مشترک شده اید ، شماره 80).

من با مارسی مصاحبه کردم سیاتل تایمز سال گذشته ، آنها همزمان در این ویدئوی فیس بوک در مورد اعتیاد به غذا صحبت کردند.


کری دنت او یک متخصص تغذیه ، نویسنده مستقل ، مشاور غذای شهودی ، نویسنده و سخنران ثبت شده در شمال غربی اقیانوس آرام است. از جمله ابرقدرت ها شکست اسطوره های تغذیه و توانمندسازی زنان تا در بدن خود احساس بهتری داشته باشند و غذاهایی را انتخاب کنند که از سرگرمی ، تغذیه و سلامتی پشتیبانی می کند.

این پست را چاپ کنید این پست را چاپ کنید

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *