شک و راحتی؛ برای «سایه»، شعر و سیاست فارسی – مژده اساسی


شاعر کیست و چه می کند؟ مردم پاسخ این سوال را می دانند، اما همه نمی توانند همیشه آن را بگویند. اگر شاعران در زمره محبوب مردم هستند به این دلیل است که افق زندگی و پیام آور عشق و دوستی را می گشایند و اگر نبودند شاید مردم رنج را تحمل نمی کردند. روز تاریک است و به همین دلیل است که همه برای مرگ شاعر سوگوارند.

ما هر چقدر هم که هستیم، برکت نداریم. نسل ما سعادت داشت که در اوج شعر فارسی زندگی کند. اگر این دوره را نمی توان در چهار قرن دوره اول شعر فارسی قرار داد، مسلماً با دوره ششصد ساله پس از حافظ تا مشروطه، دوره شایستگی در گفتار و شعر فارسی بوده است. از این رو. دلیل رضایت و خوشحالی این نسل از اینکه شاعری را یافت که در سختی ها و تلخی ها و ناکامی ها با او بود و توانست در پناه شعرش آرامش پیدا کند.

امروز سوگوار درگذشت شاعری هستیم که یکی از بزرگ ترین غزل سرایان آن زمان و شاید بهترین غزل سرایان بود، هرچند که خود شهریار را تقدیم کرد و او را جایگاه ویژه ای در غزل دانست. اما درست است که ابتهاج بیشتر از استادانش غزل را به زندگی مردم پیوند می داد.

ابتهاج شاعر مردم است. این بدان معنا نیست که او شعر سیاسی می گفت. شاعر ممکن است متعلق به ایدئولوژی رسمی و رسمی باشد، اما شعر چیزی خارج از ایدئولوژی و از جای دیگر است.

شعر زبان مردم است. وقتی شاعر می میرد، زبان ماتم می گیرد. پس امروز در زبان فارسی روز عزا است.

درگذشت این شاعر را به همه دوستان زبان و ادب فارسی در سراسر جهان تسلیت می گویم. غم انگیز است که شاعر دیگر با ما حرف نمی زند، اما گرانبهای کلامش می ماند و مایه آرامش مردم امروز و نسل های آینده خواهد بود.

رحمت بیکران خداوند بر او باد که کلام و کلامش سرشار از رحمت و مهربانی است.

* رئیس فرهنگستان علوم ایران

پیام فوق اولین بار به صورت اختصاصی در برنامه خانه باشگاه خبرآنلاین به یاد مرحوم سایه خوانده شد.