رفتن به نوشته‌ها

در پاسخ به … پیشنهادات ساده


اگر به تازگی مشغول مطالعه بوده اید ، می دانید که من اخیراً در مورد لباس بسیار فکر کرده ام ، و اینکه چگونه می خواهم کمد لباس خود را به چیزی تبدیل کنم که واقعاً آسان برای استفاده است و کاملاً بدون تحریک است.

یکی از چیزهایی که من از همه اینها لذت می برم ، خواندن برخی از وبلاگ های ساده است. من کاملاً با سادگی و انگیزه پشت آن موافقم. آیا من یک شخص معتدل واقعی هستم؟ یا نه. من ایده آن را دوست دارم ، اما روزهایم را با انبوهی از کتابها و مجلات در اکثر سطوح صاف و انبوهی از لباسها در هرجایی که منطقی به نظر می رسد ، می گذرانم (آه ، می دانید ، روی هر سطح صاف ، از جمله کفبه صورت دختر!) به هر حال ، من یکی از اعضای معمولی خود و این پست را می خواندم ، 3 نوع لباس که امروزه باید از آنها خلاص شوید این باعث شد که بخواهم پاسخی بنویسم.

هشدار اسپویلر! سه نوع لباس ذکر شده شامل لباس مقدس/لباسهای نیازمند تعمیر ، لباسهای آسایشی و لباسهای نوستالژیک است. به طور کلی ، من با احساسات موافقم – در بیشتر موارد ، این نوع لباس ها اغلب دیگر برای هیچ چیز مفید نیستند. اما به نوعی احساس می کنم که باید از آنها دفاع کنم! بگذارید هر کلاس را یکی یکی بگذرانم:

لباس هولی یا پیرسینگ. در این پست از وبلاگ نویسان به اصطلاح “اخلاقی” یاد می گیرد که چگونه لباس ها را تعمیر کنند تا بیشتر در محل دفن زباله کمک نکنند و به قطعات مورد علاقه جان تازه ای ببخشد. من عاشق این مردم هستم. من می توانم خیاطی کنم! من کارها را دقیقاً همانطور که در پیوند مشاهده می کنید من گلدوزی نمی کنم ، اما هر از گاهی تعمیرات دست دوز را انجام می دهم-مانند قسمت داخلی آخرین شلوار مشکی ، یا تعویض دکمه روی پیراهن یا ژاکت کوتاه. من یک توده بزرگ از لباس برای تعمیر ندارم ، بنابراین من حتی نمی دانم چرا باید این کار را انجام دهم مگر اینکه من هیچ مشکلی در داشتن یک توده معقول برای کار در حین کار شما نمی بینم. دوباره خوردن سرگذشت ندیمه یا یک سری کامل را دوباره تماشا کنید قله های دوقلوبه (بالاخره اولین قسمت را تماشا کردم سرگذشت ندیمه شب گذشته ، به هر حال – گاو مقدس خوب است. و بسیار ناامید کننده سپس حمام زیر شمع را با نمک اسطوخودوس اپسوم گرفتم و به رختخواب رفتم.)

لباس های بلند پروازانه. من در واقع لباسهای آرزویی دارم که تبدیل به لباسهای نوستالژیک می شوند ، هه هه! اما به طور جدی ، من فکر می کنم در پشت سر من هنوز این چیزی را دارم که واقعاً فکر می کنم اگر کسی انگشتان دست خود را قطع کند و به آن برسد ، یعنی تمام وزنم را کاهش می دهم ، یعنی اندازه 12 می شوم یا 14 یا چیزی دیگر ، و بنابراین من از اهدای یا فروش اقلام به طور مطلق در قفسه های خود یا در یک توده تنها در جایی که در این دسته قرار می گیرد خودداری می کنم. آنها عبارتند از:

  • چیزهایی که وقتی می خواستم بتوانم آنها را بپوشم خریدم ، اما هرگز آنها را تهیه نکردم (سالها پیش ، اما چند سال گذشته)
  • چیزهایی که من حتی وقتی نزدیک به پوشیدنی نبودم اما فروش آنها آنقدر ارزان بود که آنها را لعنتی کردم (با تشکر ، هدف) خریدم
  • چیزهایی که قبلا می پوشیدم و هنوز دوست دارم و آنها را رها نمی کنم (نوستالژی هم)
  • چیزهایی که من فقط آنها را دوست دارم آیا می توانم آنها را یکجا بپوشم یا نه آنها را به عنوان چیز دوست دارم

همه چیز از پیراهن های باند گرفته تا لباس های زیبا تا کیمونوهای زیبا تا دامن های پشمی و کت های زمستانی تا شلوارهای نخی صورتی وجود دارد. شاید روزی از آنها عکس بگیرم یا نقاشی کنم و به اشتراک بگذارم. خوب ، این ممکن است پروژه هنری بعدی من باشد!

جمع کردن چیزها … آه ، نوستالژی. من ترجیح می دهم!

لباس نوستالژیک. قطعات اصلی که من در اینجا به آن فکر می کنم چند کار دستی است. (بله ، من خودم لباس هایم را می دوختم! بله ، باید دوباره این کار را انجام دهم!) اما چیزهای لوکس خالصی نیز وجود دارد که هرگز مانند سوتین کریستین دیور (34B ، LOLOLOLOL) و یک جفت شامپاین از آنها دست نمی کشیدم. شلوار ساتن رنگی که هرگز از آن دست نکشیدم. این بخشی از یک ست بود (من تا به حال برالت را پوشیدم) که در اواسط بیست سالگی از ویکتوریا سکرت خریدم. سپس یک جفت کفش بسیار ویژه Doc Marten Brogue وجود دارد که من در اواسط دهه 90 در Trash and Vaudeville در شهر نیویورک با قیمت بسیار ارزان خریدم – حدس می زنم سی دلار بود؟ آنها اکنون موهای ساق پا کاملا بکر داشتند و این روزها به نوعی ترسناک به نظر می رسند ، اما من هرگز آن را رها نمی کنم. شروع کنید. من هرگز جفت دیگری مانند آنها ندیده ام و احتمالاً دیگر تکرار نخواهد شد. آنها بخشی واقعی از تاریخ شخصی من هستند. بنابراین در چنین مواردی می دانید …

سادگی را پیچ کنید آیا من درست می گویم؟

با این حال ، من الهام گرفتم که یک مکان ویژه برای ذخیره این اقلام خاص ایجاد کنم نه اینکه آنها را به طور تصادفی در میان پوشیدنی های روزمره جمع آوری کنم ، یا در یک کمد قرار دهم. (به هر حال ، من دوباره می خندم زیرا چیزی که در کمد لباس های من گیر می کند چیزهایی است که من هرگز نمی پوشم ، در حالی که چیزهایی که می پوشم در انبوه لباس های شسته و رفته تیره می شوند (کثیفی را در سبد می اندازد ، من یک کرتین کامل نیستم! )

نکته مهم در اینجا اولویت های فردی است. من فکر می کنم در زندگی ام فضای زیادی برای کارهایی با الهام از مینیمالیسم وجود دارد ، اما مجبور نیستم اجازه دهم که نحوه زندگی من را نیز تعیین کند.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *